عبدالله مستوفى
48
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
آيد ولى امين السلطان بروسها رايگانتر بود ، يا شايد انگليسها وارد مبحث مصارف شدند و امين السلطان نميتوانست قول بدهد كه وجه اين استقراض به مصرف بهبودى اقتصاد ايران خواهد رسيد . درهرحال روسها را ترجيح داد و بعد از طى مذاكره ، براى ارفع الدوله وزير مختار ايران در پطرزبورغ اختيارنامه فرستادند كه سند بيست و چهار ميليون منات استقراضى را بموعد پنجاه ساله با فرع صدى شش امضاء نمايد . اوائل زمستان 1316 بانك روس حاضر بودن وجه را بدولت اعلام نمود . ارفع الدوله قلمى كه با آن اين قرارداد مبارك را امضاء كرده بود ، در سر ميز دفتر خود نگاه داشت كه بايرانيانى كه احيانا گزارشان بپطرزبورغ ميافتاد ، مثل علامت يك افتخار بزرگ نشان بدهد و اين قلم هستهء موزهء حضرت اشرف ، پرنس دانش ، سفير كبير آيندهء ايران در استانبول خواهد شد . امين السلطان در نزد عموم همچو وانمود ميكرد كه اين استقراض براى كارهاى عام المنفعه و بمنزلهء روغنى است كه براى راه انداختن چرخ اقتصاديات كشور تدارك شده است . حتى در اين زمينه تظاهراتى هم داشت ، از جمله روزى در دربار ، ملك التجار از طرف بعضى از بازرگانان كه براى رفتن ببازار مكاره منات ميخواستند بخرند ، چند دههزار مناتى ميخواست با قران مبادله كند ، اتابك اعظم بادى بدماغ انداخته فائدهء دولت را در هر مناتى يكى دو شاهى كه طبعا از اين معامله حاصل ميشد ، بذكر حضار هم داد . ولى خود خوب ميدانست كه دينارى از اين وجه صرف كار نافعى نخواهد شد و تمام آن باج سبيل تركها خواهد گرديد . خلاصه پول را ميان گذاشتند ، حكيم الملك براى خراب كردن پارهاى از سردرهاى عمارات كه باسم ناصر الدين شاه بود و دولت خواهى جناب وزير ابنيه تغيير آن را باسم مظفر الدين شاه لازم ميشمرد و همچنين براى كاشىكارى عمارت خوابگاه كه تمثال خيالى شاهان سلف را زنده ميكرد و از اين قبيل بيهوده كاريها ، مبلغى طلبكار بود و مبلغى هم براى اين قماش كارها در آتيه لازم داشت . عين الدوله كه حكومت تهران نصيبش شده بود ، مبلغى براى تفاوت قيمت گندم نان شهر كه ميگفت منى دو سه شاهى براى دعاگوئى ذات ملوكانه ارزانتر فروختهاند ، خود را طلبكار ميدانست و مبلغى هم براى تدارك گندم جهت آتيه لازم داشت . موثق الملك صندوقدار جديد ، سيد اولاد پيغمبر و مرد مؤدب بىسروصدا ، نسيه كاريهائى براى لوازم صندوقخانه و رختدارخانه كرده بود . اجمالا تمام بيوتات سلطنتى هريك خود را مبلغى طلب كار دانسته و مقدارى هم براى آينده تدارك ميخواستند . بوزير جنگ هم كه برادر عين الدوله بود ، بايد از اين نمد كلاهى داد . مهمتر از همه خزانهدار بود كه يكى از تركها كه فعلا اسم او نظرم نيست ، جاى صنيع الدوله را گرفته ، وزير خزانه شده بود . در اين چاپاچاپ جاى اين آقا از همه گرمتر بود « 1 » .
--> ( 1 ) - « گرم بودن جا » كنايه از خوبى اوضاع و برومندى كار و زندگى است و مسلما اين كنايه از محال سردسير كه شش ماه زمستان احتياج به آتش و گرم كردن منزل دارند ، بساير نقاط سرايت كرده است زيرا در اين جور جاها است كه اگر كسى جايش گرم باشد از قسمت مهم حوائج زندگى در رفاه خواهد بود .